1ای پسرم، به سخنان حکیمانهٔ من گوش کن و به بصیرت من توجه نما.
2آنگاه خواهی دانست چگونه درست رفتار کنی، و سخنان تو نشان خواهد داد که از دانایی برخوردار هستی.
3زن بدکاره چرب زبان است و سخنان او مانند عسل شیرین میباشد؛
4ولی عاقبت جز تلخی و درد چیزی برای تو باقی نمیگذارد.
5زن بدکاره تو را به سوی مرگ و جهنم میکشاند،
6زیرا او از راه زندگی منحرف شده و سرگردان است و نمیداند به کجا میرود.
7ای جوانان، به من گوش دهید و آنچه را که میخواهم به شما بگویم هرگز فراموش نکنید:
8از چنین زنی دوری کنید. حتی به در خانهاش هم نزدیک نشوید،
9مبادا در دام وسوسههایش گرفتار شوید و حیثیت خود را از دست بدهید و بقیه عمر خویش را صرف کسی کنید که رحم و شفقت ندارد.
10مبادا غریبهها اموال شما را تصاحب نمایند و ثمرهٔ زحمت شما از آن دیگران شود،
11و عاقبت بیمار شده، از شدت درماندگی بنالید
12و بگویید: «کاش که گوش میدادم! کاش که تسلیم هوسهایم نمیشدم!
13چرا به نصایح معلمانم گوش ندادم؟ چرا به سخنان ایشان توجه نکردم؟
14اکنون باید پیش همه رسوا و سرافکنده باشم.»
15پسرم، نسبت به همسر خود وفادار باش و تنها نسبت به او عشق بورز.
16چرا باید از زنان هرزهٔ خیابانی صاحب بچه شوی؟
17فرزندان تو باید تنها مال خودت باشند و نباید غریبهها در آنان سهمی داشته باشند.
18پس با زنت خوش باش و از همسر خود که در ایام جوانی با او ازدواج کردهای لذت ببر.
19دلبریها و آغوش او تو را کافی باشد، و قلب تو فقط از عشق او سرشار گردد.
20چرا باید به زن بدکاره دل ببندی و زنی را که به تو تعلق ندارد در آغوش بگیری؟
21خداوند به دقت تو را زیر نظر دارد و هر کاری را که انجام میدهی میسنجد.
22گناهان شخص بدکار مانند ریسمان به دورش میپیچد و او را گرفتار میسازد.
23بلهوسی او باعث مرگش خواهد شد و حماقتش او را به نابودی خواهد کشاند.