We Believe JesusFé, Esperança e Nova Vida

داوران 17

Biblica® Open Persian Contemporary Bible 2022 · persa

← داوران 16 داوران داوران 18 →

1در کوهستان افرایم مردی به نام میخا زندگی می‌کرد.

2روزی او به مادرش گفت: «آن هزار و صد مثقال نقره‌ای را که فکر می‌کردی از تو دزدیده‌اند و من شنیدم که دزدش را نفرین می‌کردی، نزد من است، من آن را برداشته‌ام.»

3پس میخا آن مقدار نقره را که دزدیده بود، به مادرش پس داد. مادرش گفت: «من این نقره را وقف خداوند می‌نمایم و از آن یک بت نقره‌ای برای تو تهیه می‌کنم تا این لعنت از تو دور شود.»

4در آن زمان بنی‌اسرائیل پادشاهی نداشت و هر کس هر کاری را که دلش می‌خواست انجام می‌داد.

5میخا از او پرسید: «اهل کجا هستی؟»

6و وی را کاهن خود تعیین نمود و او در منزل میخا سکونت گزید.

7میخا گفت: «حال که از قبیلهٔ لاوی کاهنی برای خود دارم، می‌دانم که خداوند مرا برکت خواهد داد.»

← داوران 16 داوران داوران 18 →